تبليغاتX


پسران چت
پسران چت! خداحافظ...
سلام! امیدوارم که هر جا هستید همیشه خوشحال و شاد و سلامت باشید.

این دفعه فقط برای این مزاحم شدیم که بگیم دیگه مزاحم نمی شیم!

یعنی این وبلاگ به علت مشکلاتی که امیدوارم هر چه زودتر حل بشن دیگه آپ نخواهد شد و به قول معروف تعطیل شد!

لازم می دونم از همه دوستانی که تو این مدت فعالیت وبلاگ ما رو با نظرات و پیشنهادها و انتقاد های خوب خودشون یاری کردند و همین طور از کسانی که این وبلاگ رو قابل دونستن و با ما تبادل لینک کردند

تشکر و قدر دانی کنم.

امیدوارم که تونسته باشیم تو این مدت نه چندان زیاد مطالب مفید و جالبی رو به شما ارائه کرده باشیم و خلاصه به یه دردی خورده باشیم!

ازتون می خوام که ما رو فراموش نکنید و به مطالب توی آرشیو وبلاگ هم یه سری بزنید مطمئن باشید که ضرر نمی کنید!

به هر حال امیدوارم که همیشه موفق باشید... .

هر شروعی یه پایانی داره... .

واینم پایان ماست!

خوش باشید.

                                                         خداحافظ

 

 

نوشته شده توسط حمید سجاد سعید | موضوع: | لينک ثابت |

کی خوش تیپ تره؟!
سلام! خوبید؟! بله شما خواب نمی بینید! این وبلاگ پسران چت هست که روبروی شماست...! و با یه مطلب توپ آپ شده...! ما بازم اومدیم تا به دنیای اینترنت یه تکونی بدیم...! اونم با یه مطلب طوفانی و جنجالی...!

خب ببینید جریان از اینجا آب می خوره که ما نشستیم دیدیم که حالا که کل کل همیشگی ایران و آمریکا به اوج رسیده و از همیشه خفن تر شده ما هم این وسط یه آتیشی به پا کنیم!(شوخی چتی)

در اصل یه جور مقایسه هستش بین خوش تیپ ترین فرد آمریکایی یعنی (براد پیت) و خوش تیپ ترین فرد ایرانی یعنی (محمد رضا گلزار) که ما می خواهیم بدونیم به نظر شما کدوم یکی واقعا خوش تیپ تر هستن؟! ما هم کاملا بی طرفیم... یعنی یه جورایی یه نظر سنجیه...(خودمون هم بالاخره نفهمیدیم چیه؟!!)

به هر حال ما از شما می خواهیم که عکس هایی رو که از این دو تا این پایین و تو ادامه مطلب گذاشتیم ببینید و بعدش تو قسمت نظرات  نظر خودتون رو بدون هیچ قصد و غرضی در مورد این که کدوم یکی واقعا خوش تیپ ترن اعلام کنید...!

هدف ما هم از این کار اینه که ببینیم بالاخره ایرانیا خوش تیپ تر هستن یا آمریکایی ها! (البته براد پیت در اصل آمریکایی نیست و دو رگه انگلیسی ایرلندی هست اما تو آمریکا متولد شده...) به هر حال این شما و اینم این دو تا :

 

 

                                                                     

 

بقیه عکس ها تو ادامه مطلب... .

در ضمن تو آپ های بعدی به مقایسه ستاره های زن ایرانی و هالیوودی هم می پردازیم هم از نظر چهره و هم از لحاظ بازی اونا و همین طور مرد ها رو مورد مقایسه قرار میدیم... .

فقط نظر یادتون نره...!


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط حمید سجاد سعید | موضوع: | لينک ثابت |

آپ ترکیبی!
چه خبر از کجا؟! امیدوارم که خوب باشید... و با آپ این دفعه ما هم همراه باشید...

خب این دفعه هم یه آپ ترکیبی داریم... یعنی مطلبمون چند قسمت داره... بنا به در خواست دوستان.

۱ـ چند تا عکس از وائل کفوری که هدی خانم خواسته بودند.

۲ـ بیو گرافی یا همون زندگی نامه عزت الله انتظامی بنا به درخواست زینب و وحید.

۳ـ چند تا عکس قشنگ دیگه از حیفا وهبی به خاطره آقا مجتبی.

به هر حال امیدوارم که ببینید و خوشتون بیاد و نظر هم فراموش نشه... .

 

۱ـ عکس از وائل کفوری :

 

 

 

 

۲ـ زندگی نامه و مصاحبه با عزت الله انتظامی :

 

زندگینامه و آثار این هنرمند برجسته :

 

 

عزت ا.. انتظامی پس از کمال الملک / ارد بزرگ / مرتضی ممیز / ابوالحسن خان صدیقی / هوشنگ سیحون / مسعود کیمیای / مهدی اخوان ثالث / صادق هدایت / بهروز وثوقی / کاوه گلستان / حسن شماعی زاده / محمد رضا شجریان / یدالله کابلی خوانساری / داریوش اقبالی / علی حاتمی / داریوش مهرجویی / اردشیر محصص / پرویز پرستویی / محسن دولو / صمد بهرنگی/ هوشنگ گلشیری / هایده / ایرج قادری / حمیرا / نیما یوشیج / علی‌اکبر صنعتی / حسن میرخانی / عباس اخوین / سیاوش قمیشی / محمود دولت آبادی / محمدکریم پیرنیا / غلام حسین امیرخانی / جمشید مشایخی / مریم زندی  و  محمود فرشچیان 

در ردیف ۳۶ برگزید گان بزرگترین نظرسنجی جامع ، تاریخ هنر ایران قرار گرفته است در این نظر سنجی بیش از 5000هزار نفر از عموم مردم ایران شرکت کرده اند و نتایج آن بشکل آنلاین بر صفحه هات اینترنتی قرار گرفته و بجز 8 نفر از زُبده ترین وبلاگ نویسان کشور حداقل 65 وبلاگ نویس دیگر بر کل انجام نظر سنجی و  شمارش صحیح آرا نظارت کامل نموده اند.و اما مطالبی در مورد این هنرمند برجسته :

 
عزت ا.. انتظامی ، بازیگر
هنر از لای جرز دیوار هم رد می شود،

سلام می کنم به همه هموطنانم در ایران و خارج از کشور، در هر کجا که هستند. دو تا کتاب در باره من درآمده: یکی "آقای بازیگر" که هوشنگ گلمکانی از اطلاعاتی که من در اختیارش گذاشتم تالیف کرده و دیگری "جادوی صحنه" که درباره تئاتر است. من در جادوی صحنه مسائل تئاتری خودم را مطرح کردم. یک جمله را استفاده کردم که اصل حقیقت است. نوشتم از سال ۱۳۲۰ که من وارد لاله زار شدم یعنی وقتی که تصدیق ششم ابتدایی را گرفتم، علاقمند این کار بودم، عاشق این کار بودم تا کنون که ۸۱ سالم است این بر من گذشته است. به هر حال فعالیت من در تئاتر حرفه ای آغاز شد و بعد از کودتای ۲۸ مرداد به آلمان رفتم و آنجا یک مدرسه شبانه دوره سینما تئاتر را دیدم. بعد برگشتم تهران و رفتم هنرهای زیبا و بعد فیلم گاو را بازی کردم و بعد دو مرتبه سر چهل و هفت سالگی رفتم سر کلاس های دانشگاه تهران نشستم درس بخوانم.

محمد از تهران پرسیده: همکاری شما با آقای کیمیایی یک اتفاق مهم بود. لطفا درباره نقش خود در فیلم "حکم" توضیح دهید؟

در روزنامه ها خواندم که آقای کیمیایی برای فیلم "حکم" مرا انتخاب کرده است. ما با هم سلام و علیک داشتیم و من از کارهایش خوشم می آمد و برایش احترام قائل هستم. به هر حال ایشان سبک کار خود را همیشه انجام می داد. وقتی مرا خواستند و رفتم دفترشان یک وحشت و ترسی مرا گرفته بود. اینکه با کارگردانی دارم کار می کنم که تا الان کار نکرده بودم و سر پیری اصلا نمی توانم راه بروم. کارگردانی که با هنرپیشه های بزرگ سینمای ایران کار کرده بود. او از کسانی بود که باعث شدند تماشاگر از فیلم های مصری و هندی و ایتالیایی و آمریکایی کشیده شود به طرف فیلم های ایرانی که مدیون هنرنمایی مثلا مرحوم فردین و بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی و بیک ایمانوردی بود و یا اکبر مشکین و فنی زاده. به هر حال با ترس و لرز رفتم و سعی کردم کاری بکنم که این کارگردان که با این آدم های بزرگ کار کرده از من راضی باشد. خوشبختانه رضایت ایشان را بعد از اینکه فیلم را مونتاژ کردند به من اطلاع دادند.

همین برای من کافی است. امیدوارم تماشگری که این فیلم را ببیند آن را با کارهای قبلی آقای کیمیایی مقایسه کند. بدون شک با گذشته تفاوت هایی دارد. مونتاژ خیلی فوق العاده ای دارد. یک فیلم سینمایی است که مال آقای کیمیایی است؛ با هر نوع نگرشی که با آن هست.

در مورد نقش تان در این فیلم کمی بیشتر توضیح دهید

یک گانگستر ایرانی است، ولی خیلی مسائل عاطفی در آن زیاد است. فکر می کنم آدم فیلم را ببیند بهتر است. من فیلم را یک بار مونتاژ نشده دیدم.

سروش از شاهین شهر پرسیده: زمانی که در گاو بازی کردید چند سال داشتید و به جز آقای مجید انتظامی که فرزند شماست و آهنگساز برجسته ای است، فرزند دیگری هم دارید و به چه کاری مشغولند. دستمزد شما در فیلم ها چقدر است؟

راجع به دستمزد بهتر است که صحبت نکینم چون هیچ وقت یکنواخت نبوده، اما وقتی فیلم گاو را بازی کردم ۴۵ سال داشتم . من متولد ۱۳۰۳ هستم و سال ۴۷-۴۸ آن را بازی کردم. سه فرزند پسر دارم. رامین هم موزیسین است. شهاب هم همینطور. هر سه در اروپا تحصیل کردند. مجید در تهران است. رامین در ارکستر بزرگی در برلین کار می کند. شهاب ویلونسل می زند و در تهران است.

میثم از تهران: تاکنون چند تا فیلم بازی کردید و سخت ترین نقشی که داشتید چه بود؟

ببینید من حدود ۴۴ فیلم کار کردم. من فیلم ها را انتخاب می کنم و بعد رویشان کار می کنم. همه شان برای من کار مشکلی بوده چون من دلم نمی خواست کار آسانی بکنم. سعی می کردم با فیلم زندگی کنم. سخت ترین فیلم ها گاو از داریوش مهرجویی، حاجی واشنگتن مرحوم علی حاتمی و ناصرالدین شاه آکتور سینمای محسن مخملباف بوده است.

علوی از نیویورک : آینده سینمای ایران را چگونه می بینید. آیا پیشنهادی برای شادتر شدن سینمای ایران دارید؟

هنرپیشه مورد علاقه شما کیست؟
 درمیان زن ها، از جودی فاستر خوشم می آید، که می توانم او را با سوسن تسلیمی بازیگر فوق العاده ما مقایسه کنم، نیکول کیدمن که از نسل جدید است. از میان مردها نیز تام کروز خیلی خوب است خصوصا در فیلم مرد بارانی که با داستین هافمن بازی کرد و من از بازی تام کروز بیشتر خوشم آمد. در میان نسل جدید (ایران) نیز یک آدم درخشان است و آن پرویز پرستویی است. هنرپیشه تئاتر است که من کارهایش را با دقت نگاه می کنم. کارش فوق العاده است، خصوصا در آژانس شیشه ای.
 

مسلماً من آینده ایران را موفق ارزیابی می کنم. مسلماً (فیلم های) شاد و بازاری هم باید ساخته شوند. فیلم ها مربوط به زندگی آدم هاست و غم و شادی در زندگی همه کس وجود دارد. سینما منعکس کننده زندگی مردم است. اگر ما بخواهیم سینما درست کنیم، هم می توانیم سینمای شاد داشته باشیم و هم سینمای غم.

شما هم در فیلم های تراژیک بازی کردید مثل فیلم گاو و هم در نقش های کمدی مثل اجاره نشین ها ظاهر شدید، چگونه بین این دو نقش تا این حد متفاوت تعادل ایجاد میکنید؟

من تنها نیستم، همه هنرمندانی که در تئاتر بازی کردند و با انواع مختلف تئاترآشنایی دارند و سال های روی صحنه بودند، برایشان کار ساده و روانی است. همه همکاران من مثل آقای علی نصیریان که در کار سینما و تئاتر آدم برازنده ای است، آقای مشایخی، آقای عباس جوانمرد، آقای جعفر والی و خیلی های دیگر هم که اسم هایشان به خاطرم نمی آید، این کار را می کنند. من خودم خیلی دلم می خواد اصولاً کاری بکنم که در خاطره ها بماند و ماندگار شود. به همین دلیل من انتخاب می کنم. حالا اگر شانس من بوده که این انتخابم درست دربیاد خداوند را شکر می کنم.

بهمن گفته از میان کار شما یک مورد هم کار ضعیف سراغ ندارم.

من از بهمن بخاطر محبتش و اهمیتی که به کار من دادند سپاسگزاری می کنم. من من به کاری که می کنم باور دارم... من به کلمه بازی کردن زیاد رغبتی ندارم. من می گویم که آدم باید کار را زندگی کند. نمی دانم کدام بزرگی است که می گوید: آنچه که برپرده سینما می گذرد واقعی نیست چون اگر واقعی باشد که هنر نیست. هنر چیزی فرای واقعیت است. یعنی نزدیک شدن آدم به واقیعتی که در وجود هر کسی هست و ما می خواهیم آن را کشف کنیم. اگر بتوانیم این کار را بکنیم که مردم زندگی مرا باور کنند، آن هنرپیشه موفق است و ماندگار می شود و کارش هیچ وقت از خاطره ها فراموش نمی شود. یادم است که کلاس پنجم ابتدایی بودم در تهران سینمای ایرانی بازشده بود که فیلمی نشان می داد به نام "پانزده سال گمنام" که هنر پیشه ای داشت به نام آکیم تامیروف که بعد ها خواندم روسی بود. اسم او مثل اسم پدرم در خاطرم مانده. ببینید که سینما چه بعدی دارد... هنر برای من خیلی ارزش و احترام دارد. من آن را از هر رشته ای بالاتر می دانم. حتی از وزارت، چون این مقام ها به سرعت عوض می شوند و در خاطرآدم نمی مانند اما آدم هیچ وقت چارلی چاپلن را که همیشه برای مردم شادی آفرین بود و آدم از کارش لذت می برد، از یاد نمی برد.

۳ـ عکس از حیفا وهبی :

 

بقیه تو ادامه مطلب :

در ضمن هر کدوم از شما دوستان در هر زمینه ای عکس یا موسیقی یا بیوگرافی می خواد بگه تا ردیفش کنیم... .

سر جدتون نظر هم بدید! 


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط حمید سجاد سعید | موضوع: | لينک ثابت |

حیفا وهبی
سلام! خوب که هستید؟! خب ما بازم برگشتیم. ببخشید که یه مقدار دیر آپ کردیم دیگه تکرار نمیشه!

 این بار باچند تا عکس از حیفا وهبی در خدمتیم... امیدوارم که خوشتون بیاد و نظر هم بدید :

 

 هیفا و شرین و نانسی                    

                                    

                                      

                                   

                            

                               

                                               

 

نوشته شده توسط حمید سجاد سعید | موضوع: | لينک ثابت |

باز این چه شورش است ؟

Image and video hosting by TinyPic

باز این چه شورش است؟

 اسم محرم که میآد آدم حالش عوض میشه.یاد عزا داری و زنجیر و نوحه خونی می افته؟ اما هیچ از خودمون پرسیدیم از این همه عزاداری و سیاه پوشیدن چی عایدمون شده؟
راستش یکبار نشستم در مورد محرم فکر کردم. فکر کردم که مثلا
چرا در محرم هیچ وقت نمی گن که سکینه (س) دختر امام حسین شاعر و شعر شناس قدری بود و از همین طریق آل امیه رو آزار می داد؟چرا همیشه از خوشگلی و قد و بالای حضرت ابوالفضل می گن؟ چرا هیچ وقت نمی گن که ربابه همسر امام حسین مظهر عشق و وفا بود و بعد از فوت امام از شدت غصه و غم دق کردو مرد؟
چرا ما فقط از محرم عزاداری اش را فهمیدیم؟ چرا فقط از محرم علم و
کتل و زنجیر و سینه زنی اش را فهمیدیم؟چرا از خودمون سوال نکردیم ما ها که همیشه می گیم مرگ بر انگلیس برای چی تو محرم از همین زنجیری استفاده می کنیم که ابداع انگلیسی ها در زمان صفویه بود؟

چرا بجای شناخت کربلا و عاشورا فقط بلدیم تو سر و کله خودمون بزنیم و گریه کنیم. و خیلی چراهای دیگه... .
فکر کردم همین آدمهایی که تا نصفه شب می شینن و عزاداری
می کنن چند تاشون فردا صبحش برای نماز صبح پا می شن؟

 آدمی که هیئت می ره که نباید نمازش قضا بشه.فکر کردم چرا بیشتراین آدمهایی که میان هیئت و عزاداری می کنن فقط همین 10 روزه محرم رو مثلا مسلمون می شن.فکر کردم چرا باید رفت و در مسجد به حرفهای صد تا یه غاز ... گوش کرد که نگار نذر کرده حتما گریه مردم رو در بیاره.ما فقط از محرم و عاشورا گریه اش را فهمیدیم.
قول می دم بیشتر همین آدمها حتی نمی دونن امام حسین
امام چندمه یا تو چه سالی بدنیا اومد و در چه سالی شهید شده. شده تا حالا از اینها بپرسین هدف امام حسین چی بوده؟ برای چی شهید شده؟ ما الان چی کار باید بکنیم؟
لابد گریه کردن اونهم بعد از تقریبا 1400 سال ! خب گریه رو که همون
 موقع مردم شام برای امام حسین و یارانش کردن.با گریه کردن چی عاید ما میشه؟
برای شناخت امام حسین نباید گریه کرد.باید اون رو فهمید و باور کرد .
بیاید و امام حسین رو بشنایم.باور کنید در این شبها ثواب خوندن چندتا کتاب در باره امام حسین و عاشورا (مثل حماسه حسینی مطهری)از قرمز شده سینه و پشتت به خاطر سینه زنی و زنجیر زنی و گریه و زاری کردن بدون شناخت خیلی بیشتره.هر چند که هر چی بیشتر بفهمی از کم اگاهی بعضی های دیگر بیشتر عذاب می کشی

قبله تو عشق و مستی قتلگاه

این مشایخ قبله هاشان بر گناه

 

گویمت از هفت رنگان مو به مو

خرقه پوشان دغل کار دو رو

 

سجده بر پست و ریاست می کنیم

با خدا هم ما سیاست می کنیم

 

کو نشانی که شما اهل دلید؟

جملگیتان بر نماز باطلید

 

می چکد شک بر سر سجاده ها

وای از روزی که افتد پرده ها

 

ما خدایان زیادی ساختیم

مال مردم را به خود پرداختیم

 

شیر حق برخیز وقت کار شد

بر سر نی رفتنت انکار شد

 

کاخ ها گردیده مسجد؛سرفراز

صد رکعت تزویر دارد هر نماز

 

سجده در مسجد حسینا مشکل است

این بنا از دل نباشد از گل است

 

این خسان با مال مردم زنده اند

جملگی اندر نماز و سجده اند

 

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم

لاف اسلام و مسلمان می زنیم

 

کاشکی از نسل سلمان می شدیم

لحظه ای- یک دم- مسلمان می شدیم

ای خدا ما رو به حق حر امام حسین ببخش

التماس دعا ...

نوشته شده توسط حمید سجاد سعید | موضوع: | لينک ثابت |

پيوندها